که خاموشی
تقوای ما نیست ( احمد شاملو)
جشنواره ي فجر هم تمام شد . حوصله ي نوشتن مطلب منسجمي هم ندارم . لااقل در اين چند روز . قرار هم نيست ليست نامزد ها و برگزيدگان بخش هاي جشنواره را در اينجا بنويسم . فقط از خودم و برخي اطرافيانم گله مندم كه چه شد كه همراه اين جشنواره شديم . تحريم من و چند نفر ديگر قطعا هيچ تاثيري بر هيچ جرياني ندارد . ولي حداقل خيالم راحت مي شد كه من برخلاف فيلمسازان اين دوره دست به اعتراض زدم . حتي اگر صدايم را كسي نشنود. برخلاف فيلمسازان خوبي كه فيلم بد ساختند مثل بيضايي و فيلمسازاني كه فيلم خوب ساختند مثل اصغر فرهادي يا واروژ كريم مسيحي و يا شهرام مكري .
در اين جشنواره همه ي فيلمساز ها سرشان را پايين انداخته بودند و شانه خالي كرده بودند از برخي مسائل . خودشان را به كوچه ي علي چپ زده بودند و اين براي من بسيار دردناك است . بيضايي اگر در اين دوره فيلم نمي ساخت ( مانند تقوايي ) قطعا تاثير بيشتري بر آگاهي مخاطبش داشت تا حالا كه فيلمي ساخته كه نگاهش را به سمتي ديگر چرخانده . اين مسئله اگرچه بيش از سايرين ، بيضايي را مورد اشاره قرار داده ، اما در كل اين جشنواره ، حتي يك فيلم هم نبود كه كمي مسئوليت پذير تر باشد . بحث فيلم خوب و بد را نمي كنم . اتفاقا معتقدم فيلم خوب در اين جشنواره بسيار بيشتر از جشنواره هاي چند سال اخير بوده . درباره ي الي قطعا در مسير سينماي ايران تاثير مي گذارد . شك نكنيد . و يا اينكه فيلم شهرام مكري كه نه ستاره اي داشت و نه دختر و پسري كه عاشق هم شوند و نه لودگي و مسخره بازي هايي نظير اخراجي ها داشت ولي اكثريت قاطع تماشاگران پنج دقيقه بعد از فيلم برايش كف مي زنند و مكري تا آخرين ثانيه هاي فيلم نمي گذارد بيننده سرش را بچرخاند قطعا اتفاق خوبيست . اما بحث من اصلا اين ها نيست . بحث من يك تعهد و مسئوليت پذيري اجتماعي ، فرهنگي و حتي سياسي است كه شايد از شهرام مكري انتظار نداشته باشيم اما از بيضايي داريم . از كريم مسيحي داريم . از فرهادي داريم .
من از دست خودم گله مندم كه چرا با حضورم ، جشنواره اي را تاييد كردم كه نسبت به من و جامعه ام بي تفاوت بود . نسبت به اتفاقاتي كه در حال رخ دادن است . حتي نسبت به شرايط خفقان آوري كه در حاشيه ي حرفه ي تخصصي خودشان در جريان است هم بي تفاوت بود . يعني بيضايي واقعا نمي داند سگ كشي را چه زماني بايد بسازد و وقتي همه خوابيم را چه زماني ؟ اصلا بايد وقتي همه خوابيم را بسازد ؟
با دوستي عزيز و سينمايي گرم بحث شديم و آنقدر بحثمان به درازا كشيد كه يادمان رفت تمام بزرگاه اشرفي اصفهاني را پياده طي كرديم . رسيدم خانه و كتابي از وودي آلن را باز كردم . خلاصه ي تمامي صحبت هايمان را در يك جمله از او ديدم .
وودي آلن :
" دو باور غلط سال هاست كه درباره ي من بين مردم رواج دارد . يكي اينكه من روشنفكرم ، فقط به اين دليل كه عينكي هستم ، و بدتر اينكه من هنرمندم ، چون فيلم هايم نمي فروشد "