۱
پرونده ي اين شماره ماهنامه فيلم درخصوص فيلم درباره الي را حتما بخوانيد . آنقدر يادداشت هاي خوبي دارد كه مي توان از هركدامشان لذت برد . و استثنائا يك يادداشت هم دارد كه خوبيش اين است كه وقتي مي خوانيدش مولفه هاي يك مطلب بد را متوجه مي شويد . همان ماجراي ادب از كه آدموختي . كلي فوايد دارد . كافيست اگر خواستيد مطلب بنويسيد بخوانيد و مثل آن ننويسيد .
البته اين حرف من را زياد جدي نگيريد . اصلا نامش را بگذاريد نقل قول يكي از خوانندگان معمولي اين پرونده .
در پرونده ي فيلم درباره الي يادداشت شاهرخ دولكو و حميدرضا صدر و جواد طوسي خيلي خوب بود . مثل هميشه سرحال و با منطق و داراي نثري قوي و صد البته ساده . در يادداشت جواد طوسي هم مثل هميشه نگاه تاريخي اجتماعي را هم اضافه كنيد . حتما بخوانيد و مطمئن باشيد بي بهره نمي مانيد و استفاده كنيد . و اما يادداشت رضا كاظمي .
خودتان اين چند خط را ببينيد بخوانيد !!!!!!
الي ناسازه است . غياب ناگهاني الي كاتاليزوري براي قطب بندي متن و تفكيك قطب اجتماعي او و خورده بورژواهاست . ورود ناسازه يه يك اجتماع همگن حتي در صورت عدم وقوع اين رخداد اساسي تفاوت ها را پررنگ مي كند .
خدا به خير كند .
۲
چقدر سينماي اين قرن جديد بد قواره و پوچ شده . البته منظورم اين نيست كه همه فيلمها بد هستند . اما مگر انصاف هست كه در سينماي خودمان چندين سال صبر كنيم تا فقط يك درباره الي بيرون بزند ؟ يا در سينماي جهان كلي فيلم ببينيم تا چندتا شاهكار مثل پنهان و درياي درون و تبعيد و چند تا هم فيلم نسبتا خوب مثل در بروژ و ... ساخته بشه ؟
واقعا اين ماجراي پيدا كردن فيلم خوب معضلي شده براي خودش . ديگر آدم نمي داند چه كند . چند روز پيش دستفروشي را كنار خيابون ديدم كه دي وي دي مي فروخت . بهش گفتم خودت سه تا بده بلكه فرجي حاصل بشه . اين اولين بار بود كه اين كار رو مي كردم و هميشه با كلي وسواس پدر همه فروشنده ها رو در مي آوردم تا فيلم دلخواهم رو انتخاب كنم و فكر كردم شايد ايراد از همين وسواس هاي من باشه كه فيلم خوب ديگه پيدا نمي شه . اما چشمتان روز بد نبيند . بد بود و بدتر شد .
فعلا خداروشكر چندتا دي وي دي روي ميزم دارم كه بشه بهشون دل خوش كرد . مثل ( شبح آزادي و بعضي ها داغشو دوست دارند ) اما به سينماي اين روزها اصلا نميشه دلي خوش كرد .
