تبليغاتX
پنهان
روزنوشت هاي سينمايي

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم

ولي دل به پاييز نسپرده ايم 

دلي سربلند و سري سر به زير

از اين دست عمري به سر برده ايم

 

 

حرف های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز همان حکایت همیشگی،

پیش از آنکه باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود

 

 

 

سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله ؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله ؟
سه شنبه
چه سنگین !چه سرسخت ؛ فرسخ به فرسخ !
سه شنبه
خدا کوه را آفرید

 

 

و اما

 

 

هر روز بي تو

روز مباداست

 

 

 

نوشته شده توسط ح.گ در ساعت 15:50 | لینک  |